وقتی رد شدی ...
عاشق اينم که بهم بگن گاه آرزو می کنم ، چند لحظه ای جای من باشی! دلت ، دل من باشد... چشمانت ، چشمان من باشد... روحت ، روح من باشد ... تمام وجودت از من باشد!آنگاه خواهی دید چقدر برای رسیدن به تو بی قراری می کنم!خواهی دید شبها و روزها از دوری ات اشک می ریزم! و احساس خواهی کرد چقدر تو را دوست دارم! بهترین صدای زندگی من تپش قلب توست... تو را دوست می داشتم ولی هرگزبه زبان نیاوردم تو را میپرستیدم ولی هرگز نگاهم رابه چشمانت نمی افکندم با شنیدن صدایت قلبم به تپش می افتاد اما هرگز هیجان خود را اظهار نمی کردم دیوانه وار به تو اطمینان داشتم ولی هیچگاه اطمینان خود را به تو نشان نمی دادم در دلم غوغایی بود ولی هرگز بی تابی نمی کردم هرشب در خواب صدای محبت آمیز تو را می شنیدم ولی هرگز به کسی نگفتم وجودم صمیمانه از تو عشق و محبت می خواست اما هرگز تمنای خود را بروز نمی دادم حالا هم اعتراف می کنم که تو را دیوانه واردوست دارم که شاید باور نکنی ولی اولین حقیقت زندگی من اینست..... سکوت راه را برای فریاد هموار می کند
لازم نيست حرفی بزنی من که می دونم... دلتنگی و بی قراری را با هیچ چیز عوض نمی کنم...
دلم می خواهد همه چيزم را ببخشم به تو
همه چيزهايي که روی هم رفته اندازه همان دو تا چمدان خودت است و چند سطر نوشته...
همه و همه اش همين است.
و من چقدر اين سبکی را ديوانه واردوست دارم و اینکه دست هايمان هيچ وقت خالی نيست... 
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


