تبليغاتX
عشقولانه
عشقولانه

وقتی رد شدی ...

                                                                   

 خیلی وقت ها هوس می کنیم انقدر حرف بزنیم و حرف بزنیم که یکی پیدا شود و بگوید خواهشا بس کنید ! مثل امروز من که یکدفعه گفتند باید بروی و من سرگردان شدم که با کسانی که بر جایم می مانند چه کنم ؟ حتی فرصت از بین بردن این هوس ها هم نیست . به همین دلیل فقط می گویم خدا نگهدار ...

نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط یک زخم خورده درفکر جبران| |

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط یک زخم خورده درفکر جبران| |

(س)را ازگل سوسن(ل)راازگل لاله (الف) راازگل ارغوان (م)راازگل مریم (ب)راازگل

بنفشه (ر)راازگل رزگرفتم وبه تو گفتم :سلام 

خدا شاهده تازه معنی این این جملات رابعد سه سال دارم میفهمم.

مدت هاست که دارم می خندم

اما...

خیلی وقته که خنده هام از ته دل نیست

خیلی وقته

اما...

بازم می خواهم بخندم

بازم می خواهم خودم رو به بی خیالی بزنم

پس سعی نکن که اشکم را در بیاوری

گریه نخواهم کرد

از قلبی چون سنگ گریه خیلی بعید نه؟؟؟

دوستت دارم ولی نمی خواهمت

این را بفهم

من هیچ کس را نمی خواهم

حتی خودم را

من آزادم

رها از هر بند

قفس زرین نمی خواهم

شانه برای گریه کردن نمی خواهم

من هیچ چیز از هیچ کس نمی خواهم

می خواهم خودم باشم

فقط خودم

تنهای تنها

تاآخر عمر

تو چی؟

نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط یک زخم خورده درفکر جبران| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت