تبليغاتX
عشقولانه
عشقولانه

وقتی رد شدی ...

سلام دوستان عزیز راستش اومدم یه خداحافظی یه ماه الی دوماهی بکنیم بریم دیگه نزدیکای امتحانات منم که ماشاالله هرشب ۱۲به بعد تواین دنیای مجازی مشغول چرخش گشت گودازیم ولی این دوماه را هم بخوم این جور ادامه بدم ماه سوم باید بیرون از خونه بخوابمالبته تا شب جمعه را زنده بودیم وعمری بود هستیم.بعدش هم بشینم سر درسام دعا کنید بتونم توی امتحاناتم نمرات خوبی بدست بیارم ......آمینخوب دوستان موفقموئیدپیروزسربلندهمراه با نشاط وشادمانی رابرای شما وخانوادهای محترمتان آرزو میکنم.یا علی درپناه حق

نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 4:45 قبل از ظهر توسط یک زخم خورده درفکر جبران| |

سلام دوستان:قبل از هرچیزبگم اگه این مطلب راخوندید وبه عشق من خندیدید توی دلتون بخندید چون کسی که من عاشقشم با مال شما هافرق داره.معمولان وقتی آقاپسرا تووبلاگهی عاشقانه دخترخانم ها میرن همشون یه معشوقی دارن که معمولان این جوری

آه....عزیزم((حاج یدالله..مشت حسن....براتعلی جون حاج قربنعی))کوجای من بی تو نمی تونم زندگی کنم اما وقتی تووب آقا پسرا میری نوشته((صغراجون...بتول خانم....ربابه جون...سکینه خانم))هدقل اسم قشنگ هم مثل مریم.ساناز.بهاره اینارانمینوسن که خلاصه بااینا مواجه میشین اما این بار من اینجا از عشق خودم میخوام بگم که با بقیه یکم فرق داره...اول این متن تقدیم به تو عزیز تر عز جونم

سلام عزیز دلم…دیروز که داشتم تو حیات خونه گلای رزباغچه را نگاه میکردم شوما رامیان گلای باغچه دیدم.چقدر زیبا بودی .به جرات بگم از همه گلها باغچه سرتر بودی…اونقدر زیباکه خودت هم تصورش را نمی تونی بکنی…بادقت نگاهت کردم. یه چیزی وسط باغچه روی زمین ریخته بوداما.بگذریم.اما گوش کن و هیچ مگو که باشماسخن خواهم گفت:شمامثل طلوع نوری.من مثل سیاهی شب....شما مثل معنی عشقید من مثل لحظه پایان...شما عین قطره شبنم.اما من آب گل آلود...اگه شما پاک سفیدئ مثل برفي.اما من رنگ غروبم.شما عین فرشته.امامن کلاغ پیرم.اگه شما سراپا عشقید.امامن فقط یه بغضم.بغض نشکفته...شمازلالید مثل چشمه.اما من مثل قطره اشکم.قطره ای که جرات باریدن هم نداره...شما هاتکه ای از خدا اما من هیچم پوچم...اگه شما عین صلابتید اما من قلب شکسته امو...غرور خاکی.اگه شما پر امیدید من فقط یه نگاهم. یه نگاه سرد بی روح این قربت.اگه شما سراپا شور وشوقید.عین کلامید من فقط سکوت تلخم...

راستی جلو تر رفتم واز وسط باغچه گلبر گ های پرپر شده غرورم رو جمع کردم.آری شکسته بود به همین راهتی

دوست دارم محمد جان تمام زندگیم مال تو

بله دوستان کسی که من خیلی عاشقش هستم ودوسش دارم یه پسره دسته گله بنام محمد گاهن اگه دوروز نبینمش تادرخونشون هم شده نصفه شب میرم وبر میگردم .اما این عشق ماهم رفت البته جای دوری نرفته ازدواج کرده دیگه کمتر میتونم ببینمش.

نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 5:28 قبل از ظهر توسط یک زخم خورده درفکر جبران| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت