وقتی رد شدی ...
بند نافم پیچیده دور گردنم... مرا بیرون نکشید..." دارم خفه میشوم... دکترهای بیشعور!!!قتل من به گردن شماست... ضربه های متوالی..." نه من کوتاه نمی آیم... میخواهم مرده بمانم..." آه...گریه ام را درآوردید... نور این اتاق'چشمانم رامیزند..." من ازتاریکی می آیم... من از مجاورت سایه ها می آیم هرگز از شما نخواهم پرسیدآفتاب کجاست؟؟؟ بند نافم را بریدید...ممنون!!!آزاد شدم!!! نه.نه.نه این نهایت بی رحمی ست... هزار بند...هزاران هزاران بنددیگر داردروحم را میبندند... اگر پای روح من بند نخواهد چه باید کرد؟؟؟ آنهم کفش بند دار" با گره کور رهایم کنید" من آزادم من انسانم" اینجارانمی خواهم اینجاآدمیان مایه رنج آدمیانند مرا باز گردانید من پسر تاریکیم خدا رو دوست دارم چون با هر username که باشم منو connect می کنه خدا رو دوست دارم چون تا خودم نخوام هيچوقت DC ام نمی کنه خدا رو دوست دارم چون با يه DELETE هرچی بخوام پاک می کنه خدا رو دوست دارم واسه اين همه friend که برام add می کنه خدا رو دوست دارم واسه اين همه wallpaper که update می کنه خدا رو دوست دارم چون با اين که بدم منو boot نمی کنه خدا رو دوست دارم چون همه چيمو ميدونه ولی send to all نمی کنه! هی رفیق میدا نی؟؟؟ می گویند رسم زندگی چنین است. می آیند... عادت می دهند... وبعد می روند... توتنها می مانی... تنهای تنها... راستی نگفتی رسم تو هم چنین است؟ دیگر منتظر جوابت نیستم من جوابم را گرفتم ودانستم که تو هم مثل همه روزی خواهی رفت. باشی یا نباشی من روزی در بین شما نیستم به شقایق سوگند که تو را خواهم داشت من به این معجزه ایمان دارم... باغبان دلشاد کنج ایوانزمزمه کنان می گوید: منتظر باید بود تا زمستان برود" غنچه ها گل بکنند... دیر گاهیست که من روزنه را یافته ام به امید رویش لحظه سبز دیدار بذر بود نت رادر دلم کاشته ام... از نسیم خواسته ام که بودنت را به همه عا شقان خبر بدهد... شک نباید به دلم پای نهد من خانه قلبم را با اشک چشم آب جارو می کنم به امید لبخند به امید شنیدن صدای آسمانی تو آ سمان می خندد"ماه همچون کودکی معصوم سر سازش دارد... موجها می رقصند" نسترن نیزچو آهوی دشت به سرمه مشکی چشمانش می نازد... عشق را می بویم زندگی را می پویم آسمان را می جویم هیچ تردیدی نیست من به این معجزه ایمان دارم که تو را خواهم داشت همراه چلچله ها"همصدای چکاوک"هم پرواز قا صد ک هیچ تردیدی نیست من به این معجزه ایمان دارم که تو را خواهم داشت تو می مانی دوست می مانی بمان چون به کمکت خیلی احتیاج دارم تو بهترین دوستی. مدت هاست که دارم می خندم اما... خیلی وقته که خنده هام از ته دل نیست خیلی وقته اما... بازم می خواهم بخندم بازم می خواهم خودم رو به بی خیالی بزنم پس سعی نکن که اشکم را در بیاوری گریه نخواهم کرد از قلبی چون سنگ گریه خیلی بعید نه؟؟؟ دوستت دارم ولی نمی خواهمت این را بفهم من هیچ کس را نمی خواهم حتی خودم را من آزادم رها از هر بند قفس زرین نمی خواهم شانه برای گریه کردن نمی خواهم من هیچ چیز از هیچ کس نمی خواهم می خواهم خودم باشم فقط خودم تنهای تنها تاآخر عمر تو چی؟...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


